خوب کردی

 

خوب کردی

در دل من جــا گرفتی، خوب کردی جان مــن

کشــور دل را گرفتی، خوب کردی جان من

تا نشســــــتی در دلم، برخاست تنگی از دلم

دامـن صحـــرا گرفتی، خوب کردی جان من

آبیـــــاری کرد اشــــکم ســـرو موزون تو را

در دو چشمم پا گرفتی، خوب کردی جان من

مسـتی چشمت خجالت داد ســــــاغر را به بزم

گردن میــــــــنا گرفتی، خوب کردی جان من

رنگ ازگل، تابش ازمه، مستی ازمی برده ای

صبــر را از ما گرفتی، خوب کردی جان مـن

با غزال حســن شیرِ عشق را کردی شــــکار

گرچه بی پروا گرفتی، خوب کردی جـان من

نه به دل آرامـشی ماندی نه آســــایش به جان

هردو را زیبــــا گرفتی، خوب کردی جان من

بهر فکــــــرت از میان اســـــمها و رســـــمها

عاشـــق رســـوا گرفتی، خوب کردی جان من

نهم ماه مه 2012 اتاوا

آصف فکرت

/ 0 نظر / 20 بازدید