آشیان

 

آشیان*

 

گرچه خواست دربدر، آسـمان مرا

 

کی زیاد می رود؟ آشـــــــیان مرا

 

شهرمن! هرات من! جاودانه زی

 

افتخــــار نام تو، جـــــاودان مرا

 

بامداد دلکشـــــت، شـام روشــنت

 

نقش خاطراست چون روشنان مرا

 

کی بود که سرنهــــم، بر گذرگهت

 

جــان تازه بخشــد آن آســـتان مرا

 

در برتو بود و در دامـــن تو بود

 

شـــادیی اگرکه بود، در جهان مرا

 

هرگلی کزین چمن، دید ســوی من

 

آتشـــی زیاد تو، زد به جــان مرا

 

شعرفکرت آنچه هست، درهوای توست

 

زانکه داســـتان توست، دلســــــتان مرا

 

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

 

*این هفته آهنگی به زبان انگلیسی شنیدم. وزن تصنیف خوشم آمد. این غزل به همان وزن است. حال می بینم که منطبق بر افاعیل عروضی و ظاهراً از فروع بحر رمل است (فاعلات فاعلن فاعلات فا(ع).

 

شهر اتاوا 22 نوامبر 2013

 

آصف فکرت

 

 

/ 0 نظر / 22 بازدید